تغییر در زمان برگزاری سومین همایش بین المللی موزه میراث روستایی گیلان نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
  
New Page 2

تاريخ برگزاري سومين همايش بين‌المللي موزه ميراث روستايي گيلان تحت عنوان "ميراث طبيعي ـ فرهنگي و توسعه پايدار در مناطق روستايي" براي روزهاي 29 لغايت 31 خرداد 1389 برنامه ريزي شده بود. اين همايش با همكاري پژوهشكده تحقيقات كاربردي فرهنگ ايراني ـ دانشگاه تهران و موزه ميراث روستايي گيلان از يكسو و دانشسراي مطالعات عالي كاربردي فرانسه (EPHE) و مؤسسه ملي زبان ها و تمدن‌هاي شرقي (INALCO) از سوي ديگر، در قالب يك تفاهم نامه 3 جانبه برگزار مي گرديد.

متاسفانه بنا به توصيه سفير فرانسه در ايران، همكاران فرانسوي از شركت در اين همايش منع شدند. در شرايطي كه متن تفاهم نامه مذكور حدود سه ماه پيش از طريق مشاور فرهنگي سفارت فرانسه در اختيار ايشان قرار گرفت و هيچ مخالفتي هم براي همكاري اين دو نهاد دانشگاهي فرانسه‌ با اين همايش ابراز نگرديد.

با عنايت به موارد فوق و در راستاي پايبندي به اصول اخلاق علمي ناچاريم تاريخ برگزاري اين همايش را به تعويق بياندازيم.

خلاصه مقالات نيز چاپ و منتشر شده است كه در اختيار علاقه مندان قرار خواهد گرفت.

 

 

به دنبال اعلام این خبر از سوی ریاست پژوهشکده‌ی تحقیقات کاربردی فرهنگ ایرانی-دانشگاه تهران(دکتر محمود طالقانی)، خانم ماری فرانسواز کورل مدیر بخش مطالعات دانشسرای عالی مطالعات کاربردی فرانسه(EPHE)، مدیر علمی سابق علوم انسانی و اجتماعی مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه(CNRS) و عضو فرهنگستان علوم d’Outre mer و پروفسور کریستف بالایی، استاد مؤسسه‌ی زبان‌ها و تمدن‌های شرقی(INALCO) و مدیر سابق انجمن ایران‌شناسی فرانسه در ایران، طی یادداشتی سرگشاده و غیر رسمی، نسبت به نحوه‌ی برخورد سفارت فرانسه در ایران و ممانعت از برگزاری این همایش در تاریخ مقرر آن اعتراض نمودند که متن کامل آن به شرح زیرمیباشد:

 

پژوهشکده‌ی تحقیقات کاربردی فرهنگ ایرانی-دانشگاه تهران(IRACI)، مؤسسه‌ی زبان‌ها و تمدن‌های شرقی فرانسه(INALCO) و دانشسرای عالی مطالعات کاربردی فرانسه (EPHE) بنا بر قراردادی سه جانبه مشترکاً متعهد به برپایی سومین کنفرانس بین‌المللی موزه‌ی میراث روستایی هستند که می‌بایست از تاریخ 29 لغایت 31 خرداد در گیلان برگزار می‌شد.

جلسات هیأت علمی بین‌المللی در زمان‌های مقرر برگزار گردید. در آخرین جلسه (پنجم اسفند ماه) همه‌ی برنامه‌ها اعم از نحوه‌ی گزینش و ارسال مقالات برای ارائه و نیز سازماندهی نشست‌های علمی به تعیین و تأیید نهایی رسید و پس از این تاریخ تشریفات لازم همچون اخذ ویزا و برنامه‌ریزی دقیق برای روزهای همایش صورت گرفت.

همچنین به این نکته توجه داشتیم که وزارت امور خارجه را از همایش علمی خود آگاه سازیم و البته هیچ گونه اقدام احتیاطی صریحی نیز نسبت به برگزاری این همایش صورت نگرفت. در ایران برگزار‌کنندگان ایرانی توجه داشتند که از سه ماه پیش تفاهم‌نامه‌هایی که ما بین سه طرف برگزار‌کننده‌ی همایش رسماً به امضاء رسیده بود را به اطلاع مشاور همکاری‌های سفارت فرانسه، آقای لوبروتون برسانند.

در هنگام تنظیم حکم مأموریت، محققان و مهندسان مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه از خبر ناخوشایندی مبنی بر رد درخواست عزیمتشان به ایران بسیار متعجب شدند آن‌هم به این بهانه که طی مذاکره‌ای میان سفیر فرانسه، آقای پولتی و مأمور پشتیبانی مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه، آقای ایلاند، ورود محققان فرانسوی به ایران اکیداً ممنوع اعلام شده است.

این ممنوعیت در حالی صورت گرفت که مسؤولان فرانسوی کاملاً در جریان برگزاری این کنفرانس بوده و تا آن هنگام نیز هیچ گونه مداخله‌ای نسبت به برگزار‌کنندگان آن مبنی بر مطالبه‌ی گزارشی از این برنامه ننمودند. 

سوای سهل‌انگاری و بی‌توجهی نسبت به نهاد‌ها و برگزارکنندکان این همایش علمی، این اقدام در واقع هتک حرمتی بود که نسبت به همکاران ایرانی ما صورت گرفت. این تصمیم، خسارت شدیدی را برای محققان ایرانی در مقابل نهاد اصلی مربوطه، سلسله مراتب دانشگاهی و همکاران خارجی‌شان در پی داشت. بدیهی است که مسؤولیت طرف فرانسوی همایش در این میان بخش عظیمی است و به آن مسأله‌ی هزینه‌ی برگزاری این کنفرانس برای همکارانمان که به دنبال لغو همایش در تاریخ مقرر شده‌اش صورت گرفت را نیز بایستی در نظر گرفت.

همکاران ما این حق را داشتند که در مقابل خسارات قابل توجه این لغزش، رسماً اعتراض کنند و سفارتخانه‌ی ما نیز به نظر نمی‌رسد که نگران پیامد‌های معنوی، فرهنگی و سیاسی آن باشد. آن‌ها همچنین این حق را داشتند که در زمینه‌ی همکاری‌های علمی با فرانسه، قراردادهای خود را فسخ نموده و پیامدهایی در زمینه‌ی همکاری‌های علمی با فرانسه به وجود آورند.

یک بار دیگر مرتکب خطای بزرگی شدیم که آن را در یادداشتی که در 14 ژانویه 2010 خطاب به معاون تبادلات علمی و تحقیقاتی وزارت امور خارجه  نوشتیم خاطر نشان می‌شویم:

«پیش از متهم نمودن ایران به تحریکات و اقدامات ناپسند بهتر است اشتباهات خود را دیده و آن‌ها را مورد بررسی قرار دهیم. به هر تقدیر این کار صورت نگرفت و افکار فرانسوی‌ها نیز در ارزیابی نادرستی از روابط فرهنگی و علمی‌مان با این کشور باقی ماند.»

به عقیده‌ی ما جای بسی خرسندیست که بار دیگر روابط عادی با همکاران علمی‌مان از سر گرفته شود، حال آن‌که اعتماد میان ما به طرزی جدی در حال تزلزل است.

ما انتظار داریم که سرویس‌های سیاسی کشورمان در خصوص تصمیمی که همکاری علمی میان ایران و فرانسه که البته در زمان درازی نیز بنا شده است را به مخاطره انداخته، توضیحاتی ارائه دهند. همچنین انتظار می‌رود که سیاست فرهنگی فرانسه در ایران را نیز برایمان روشن سازند.

بحث بر سر اعتبار جامعه علمی فرانسه در نزد ایرانیان (و نیز سایر همکاران) و نیز عملکرد صحیح آموزش عالی و محققان ما در زمینه‌ی ارتباطات بین المللی است.

کمترین تکلیف ما در قبال نسل‌های جوان جامعه فرانسه، کسانی که رسالتی نسبت به آن‌ها بر عهده داریم اینست که بتوانیم آن‌ها را به روشنی از شرایط واقعی همکاری‌هایمان آگاه ساخته و به آن‌ها اجازه دهیم تا گزینش‌های محکم و پایداری را در جهت‌گیری‌های علمی و حرفه‌ای خود اتخاذ نمایند. با شانه خالی نمودن از این تکلیف بنیادین، آن ‌را به برآوردهای گاه خطرآفرین رسانه‌های گروهی و یا مشاوران و راهنمایان ناشایست از هر نوع، واگذار خواهیم کرد.

 

 

 
< بعد